صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| اجتماعی-فرهنگی |
|
ای شکسته هر نفس
ای سکوت تو٬قفس بیا با من...بیا ای قدیمی ای روزن٬ای اولین بودن ای تولد٬ای از تولد ای زادن٬ای زنده بودن ای تیره٬ای پاکترین لکّه ای ز زنجیر طلسم قلب من رسته بگو از طرز از عشق مردن از مردن وقت سر سپردن بگو با این اسیر با اینهمه عادت... بگو با این تن خو کرده به رخوت بگو عشق هست.... بگو هستی.. بگو با من٬با شب تا لب پرتگاه آغوشت تا سحر... تا وقت بی وقتی بگو هستی و همدستی بیا ای ناب ای نایاب تجسم رویاهای من در خواب بیا ای شعر ای خوش بو صاحب شیرین ترین کندو بگیرم از نبودنها٬شلوغیها از هرچه از ریشه بریدنها از بدون تو نباید تو بگیرم از تا بعدها از اینهمه بایدها بتاب ای یار ای آفتاب بی منت بتاب که سخت... محتاجم به درمانت.... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:14 توسط امید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
تعداد بازديدها: |